![]() |
![]() |
|
|
خسته ام از این تکرار نفسها از این شب بی فردا از این تنهایی :از این غم از این لحظه های خاموشی از تکرار همچون کویر بی باران همچون دردی بی درمان درمانده سر در گریبان بدنبال هر صدایی میروم بی اختیار به امید یک راه به سوی خورشید فریادهایم مثل همیشه خاموش وعشقم در یک نگاه فراموش ودردی که مثل همیشه با من همراه است گاه کم وگاه بیش این است آن یار همراه دوست دارم:آرامش را عشق را باران را:خورشید را
در حسرت وغم وتنهایی بی صدا وبی فریاد
خالی از هر لحظه نشسته ام وبه یک پرواز
می اندیشم پرواز سفید حتی بی پرو بال فرصتی برای شقایق ها نمانده تا عشق را بفهمند پیش از آنکه پژمرده شوند فرصتی برای لحظه عاشقی یک ستاره یا یک پروانه ای که شمع را بفهمد فرصتی برای من که گرمای دستان عاشقی را به خاطر بسپارم شاید این فرصت برای خواب هم نباشد که رنگ خوشبختی را در آن جستجو کنم شاید که رنگی را از عشق به تن خوشبختی بزنیم ای کاش فرصتی می بود
تا دوباره عشق را زندگی کنم
سالی خوب داشته باشید نوروز برهمه دوستان مبارک
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 8:23 توسط غزل |
|
|
می گن آسمون هفت طبقه داره کی میدونه هر طبقه چند تا ستاره داره می گن اگه آدم بخواد بشماره عددها رو کم میاره اما دل همه ستاره ها یِه غم داره میدونی هر ستاره ِ با یِه ستاره چقدر فاصله داره اصلاً میدونی از یِه ستاره تا یکی دیگه چند تا ستاره راهِ ستاره اُومده ِ تا بسوزه، اُومده تا تنها باشه یا اینکه همدم آدمهای تنها باشه همیشه آدمها با ستاره ها حرف می زنند اما شده یه آدم به حرف ستاره گوش بده ببینه دردش چیه ؟ غمِش چیه؟ چرا می سوزه و هیچی نمیگه؟ درد ستاره دوری ِ ، دوری از ستاره ها ست. ستاره ها هیچوقت نمی خوابند اگه یِه روز خواب بیاد چشم یکی شون ،لحظه مرگ اونه ستاره ها ی دیگه نگاش میکنن تا خاموش بشه ، تن داغش سرد بشه کاری نمیتونن براش بکنن، آخه تکونم نمیتونن بخورن فقط اشک می ریزن هر قطره اشک ستاره می شه یک ستاره دنباله دار میگن اگه ستاره دنباله دار دیدی آرزو کنی بهش میرسی این دفعه اگه ستاره دنباله دار دیدی آرزو کن که دیگه نمیره ستاره ایی ستاره هم میاد ، عاشق میشه، می سوزه ، آره ستاره ها هم اشک می ریزن!!!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 23:25 توسط غزل |
|
|
من از سرزميني مي آيم
حكومت مي كند:
بازست
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 6:49 توسط غزل |
|
|
صفحه نخست آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ذهن شما همانند يک آهن رباست فکر کردن به خواسته هاي خود را ادامه بدهيد تا به آنه دست پيدا کنيد
اگر به سوگ آن چيزهايي نشسته ايدکه مي خواستيد وبه دست نياورديد به تمام آن چيزهايي بينديشيد که نمي خواستيد وبه دست نياورديد |
| رادیو جوان |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
| نویسندگان |
|
مربی غزل |
| موزیک باکس |
|
|
| موسیقی |
|
RSS
|