![]() |
![]() |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 6:59 توسط غزل |
|
|
گام نهادن در دنیای پوچیها آسان است.
از آنان که رفته اند جدا کنم اما میدانی امکان پذیر نسیت.
های قلبم بر جا مانده زمانی میرسد که این رشته ها از اندوه بی
کسی گرانبار میشود: فکر میکردم رشته های پیوند به یاری قلبم
می آیند .
پلی مستحکم وابدی
من ایستاده ام دنیا ودردها از من میگذرندونفرت وترس به عشق
ودلسوزی مبدل میشود.من نهایت خویش را به شادی می پذیرم:
جایگاه زیبایی وجوانی است که از درون همه ما می تابد.
ما رشته ها رو به هم پیوسته نگاه میداریم تا همه وهمه زنده
بمانند وحتی جایی برای آنان که به آن سوی پل می روند
میسازیم.
ما همه بر یک جاده گام بر می داریم فقط چشم اندازه ها متفاوت
است. سپاسگذارم که مرا به خویش .اندوه رنج .شادیها .خویشتن
وعشق خویش پیوست دادید.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 8:25 توسط غزل |
|
|
مانده ام تنها وبی کس در کنار ابر من باران من برمن ببار آه دیگر موقع باران است موسم برخورد قطرات دور دست با زمین خشک است..... اشک شوق است ودریغ خلق می پندارند قطره باران است....
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم مهر 1385ساعت 6:56 توسط غزل |
|
|
یک نوع شعور است ونوعی غم غربت آن فاصله که بین من وتوست گوئی که مپرس از کس و کارم من با کس وکار تو ولی کار ندارم من با تو ودنیای تو در کشمکش وجنگ وجدالم آخر تو که ای با چه تو را در کفه عقل بسنجم؟ گر نکته توئی پس دگران در چه گمانند؟ یا که دگران :پس تو چه می پوئی؟ واعلام وجودت ز چه طرف است؟ پس جمله یکی یا من کم مایه ویا تو از من که مگو پس همگی تو.........
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم مهر 1385ساعت 6:23 توسط غزل |
|
|
صفحه نخست آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ذهن شما همانند يک آهن رباست فکر کردن به خواسته هاي خود را ادامه بدهيد تا به آنه دست پيدا کنيد
اگر به سوگ آن چيزهايي نشسته ايدکه مي خواستيد وبه دست نياورديد به تمام آن چيزهايي بينديشيد که نمي خواستيد وبه دست نياورديد |
| رادیو جوان |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
| نویسندگان |
|
مربی غزل |
| موزیک باکس |
|
|
| موسیقی |
|
RSS
|