![]() |
![]() |
|
|
امشب هم از خودمان است بنشين و بلند بلند سكوت حرف هاي مرا گوش كن هر كس به ديدنم آمد مريم و ريواس دستش بود تو اما با خودت كمي از حروف باران بياور
حرف هايم تشنه اند . نمي دانم چرا سايه ات را از روي رؤياهايم پَر مي دهند از روي ديوار همسايه
راستي دارم ياد مي گيرم ساده دروغ بگويم بگويم :حالم خوب است بگويم : ... حالا تو قضاوت كن وقتي دروغ مي گويم شبيه كلاغ نمي شوم شبيه قار قار
ببين گُلم قدر كلمه كنار هم مي چينم تا دلت تازه ترشود. تو از جنس كلمه و آوازي كنار دست هايم كنار دي شب بوي مهتاب گرفته پنجره بوي باد من بوي خواب حالا امشب را به قبله ي ترانه جان مي دهد در آشيانه ي فرداها دو تخم كبوتر چاهي ست
جوجه ها كه سر از تخم در آوردند تقويم پُر از پَر مي شود پُر از پرواز
مي خواهم به رنگ چشم هايت سكوت كنم مي خواهم تا آخر دنيا
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 7:52 توسط غزل |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم آبان 1385ساعت 7:39 توسط غزل |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 5:51 توسط غزل |
|
|
ساعت به وقت ساعت،نمی دانم لحظه ای برای فکر کردن لحظه ایی برای خاموش ماندن من وقتی فکر می کردم، می نوشتم یا راه میرفتم؟
حالا چه می کنم؟ می نویسم و فکر می کنم؟
و یا فکر می کنم و می نویسم؟ در یک حقیقت فکر می کنم یا یک خواب؟ اصلاً من در فکر آغاز کر دنم
یا که در آغاز فکر کردن؟ و چگونه می توان در آغاز به فکر پایان بود؟ لحظه ها می گذرند، و من در افکار خود آنچنان فرو میروم،
که گذشت لحظات را نمی فهمم.
ساعت به وقت فکر کردن ، همین لحظه من مانده ام و یک خودکار وهزاران معمای لاینحل در فکرم و در جدال با یک پیروز مطلق ،[خواب] در میان جنگ پلک وخواب حس میکنم افکارم بوی بابونه گرفته شاید دوست دارم بچه باشم. نمی فهمم، ونخواهم فهمید تنها شبی هفت ساله خوابیدم و بامدادان هزاران
ساله بر خواستم. باید به بال پروانه ها بیندیشم هر چند کلاغهای آسمان هم مقدسند. اما ، مظلوم تر از گنجشکان خسته وخیس در زیر برف وباران زمستان نمی یابی. اطمینان داشته باشید: عاشق که می شوی خیال تو یعنی حکومت دوست. ساعت به وقت عشق،
همین لحظه رسیدن به نقطه آغاز.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم آبان 1385ساعت 7:19 توسط غزل |
|
|
صفحه نخست آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ذهن شما همانند يک آهن رباست فکر کردن به خواسته هاي خود را ادامه بدهيد تا به آنه دست پيدا کنيد
اگر به سوگ آن چيزهايي نشسته ايدکه مي خواستيد وبه دست نياورديد به تمام آن چيزهايي بينديشيد که نمي خواستيد وبه دست نياورديد |
| رادیو جوان |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
| نویسندگان |
|
مربی غزل |
| موزیک باکس |
|
|
| موسیقی |
|
RSS
|