![]() |
![]() |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 8:20 توسط مربی |
|
|
ببخش مرا که ماندم کنار غصه هایم
نخواسته بودی ای کاش محبتی برایم عزیز دل نگو باز از آن همه صداقت برای این رفاقت تکیده شانه هایم غریب و خسته اینجا نشسته ام ولیکن کجاست آن همه عشق چه شد ناله هایم اسیر قصه عشق شدم ولی خدایا مگر نگفته نفس نمی کشد باز دل شکسته من تموم می شود حال تمام دردهایم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 7:30 توسط مربی |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 7:2 توسط مربی |
|
|
صفحه نخست آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ذهن شما همانند يک آهن رباست فکر کردن به خواسته هاي خود را ادامه بدهيد تا به آنه دست پيدا کنيد
اگر به سوگ آن چيزهايي نشسته ايدکه مي خواستيد وبه دست نياورديد به تمام آن چيزهايي بينديشيد که نمي خواستيد وبه دست نياورديد |
| رادیو جوان |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
| نویسندگان |
|
مربی غزل |
| موزیک باکس |
|
|
| موسیقی |
|
RSS
|