تبليغاتX
اشک غزل - باران عشق

آرام ميبارد باران


ببار بر من ای باران


قطره های باران بر صورتم می خورند


من چترم را ميبندم و کنار ميگذارم و

 

خودم را به باران ميسپارم


باران با قطره هايش چهره ام را نوازش

ميکند


بر لبانم مينشيند


چشمانم را ميبندم


صورتم را بوسه باران ميکند


بر گردنم ميلغزد و روی شانه هايم مکثی

ميکند


مرا از عشق خيس کن باران


مرا ازشور لبريز کن باران


قطره های باران به آرامی از شانه هايم

 

پايين می روند


باران روی تمام بدنم نشسته است


باران شديد می شود


لباس بر اعضای بدنم می چسبد


مثل زندانی که برای بوييدن آزادی صورت

 

خود را به ميله های زندان می چسباند،

 

 بدنم خود را به لباسها می چسباند


يک رعد


و ناگهان باران بند ميايد


و احساس آرامش مطلق.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 6:49  توسط غزل | 
 
صفحه نخست
آرشیو
درباره وبلاگ
ذهن شما همانند يک آهن رباست فکر کردن به خواسته هاي خود را ادامه بدهيد تا به آنه دست پيدا کنيد

اگر به سوگ آن چيزهايي نشسته ايدکه مي خواستيد وبه دست نياورديد به تمام آن چيزهايي بينديشيد که نمي خواستيد وبه دست نياورديد

رادیو جوان


k-music.blogfa.com

نوشته های پیشین
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
نویسندگان
مربی
غزل
پیوندها
بزرگترین و کاملترین وبلاگ دانلود آهنگ
عصاره عشق
لیلا
شقایق
کلاغ سیاه
مهاجر
بی خیال عشقای الکی
فرزانه
عکسهای خفن (این دیگه آخرشه)
محمد720
خلوتگه راز
عسل (مشکی پوش)
خلوت عاشقانه
غفار والهه
مسعود وساغر
مهبان
عشق من مادرم
کامپیوتروآی تی
عشق . . . نه
موزیک باکس
موسیقی
stretchtofit="true" loop="true" enablecontextmenu="false" showcontrols="true" height="165" width="135" name="WMP1">
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان